خرید بک لینک
شهریور عاشق انار بود,دوستش داشت اما حرف دلش را هیچوقت به انار نزد!!آخه انار شاهزاده باغ بود,تاج انار کجا و شهریورِ همیشه به انتظارِ سفر کجا!!

انار هم فهمیده بود و هربار میخواست به شهریور بگه که اون هم دوستش داره;ولی هربار که میرسید,شهریور رفته بود!

فرصت شهریور با رسیدن انار به سر میرسید;نه شهریور میتونست به انتظار انار بنشینه و نه انار میتونست شهریور را ببینه.به همین خاطر دل انار خون شد.

الان سالهاست که دل انار رنگ خون گرفته و شهریور بوی پائیز میده...

برچسب: نویسنده: سام محمودی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:50

صفحه بندی